چرا اسلام دین حق است؟ و از بین فرقه های آن تنها تشیع صحیح است؟

ادیان غیر الهی که از اساس باطل هستند و دلایل حقانیت و برتری اسلام نسبت به سایر ادیان الهی متعدد است.
۱. زنده و جاوید بودن معجزه دین اسلام؛ چون معجزه اصلی این دین «قرآن» است، که از نوع کتاب و منطق و دانش است (بر خلاف معجزه انبیای گذشته که از نوع امور محسوس بوده است) و به همین جهت همیشه زنده است و مختص به زمان حیات پیامبر اسلام (ص) نیست.
علاوه بر این که قرآن با اعلان تحدی و مبارز طلبیدن دم به دم به جهانیان حیات و جاودانگی خود را اعلام می نماید: «وَ إِن کُنتُمْ فىِ رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ؛[بقره/۲۳] و اگر درباره آنچه بر بنده ی خود نازل کردیم شک و تردید دارید یک سوره همانند آن بیاورید.»

۲. تحریف نشدن قرآن یعنی هیچ تغییر و دگرگونی در او ایجاد نشده است. خداوند وعده داده که من قرآن را حفظ می کنم:
«إِنَّا نحَنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحَافِظُونَ؛[حجر، ۹] ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم.»
و عملا نیز این حفاظت با برنامه های پیامبر (ص) و تدابیر الهی محقق شد. اموری مثل اینکه: به عده ای (که به کاتبان وحی معروفند) دستور می دادند تا آیات و سوره ها را مکتوب نمایند. اصحاب و یاران خود را تشویق فراوان می نمودند که قرآن را حفظ نمایند، ترغیب به قرائت آن که دقیقاً باید الفاظ با خصوصیات لفظی و تجویدی قرائت گردد نه صرف مطالعه و دریافت مفاهیم. و ... .[۱] و این عوامل باعث شده تا قرآن از آفت تحریف مصون بماند. این در حالی است که مسیحیان با داشتن حداقل چهار انجیل نمی توانند از محفوظ ماندن انجیل بگویند. و تورات نیز به شهادت قرآن دچار تحریف شده و مطابق تاریخ سوزانده شده و سالها بعد، مقداری از آن، توسط یک مدعی نوشته شده است.

۳. سومین راه برای اثبات حقانیت اسلام، توجه به مسأله خاتمیت پیامبر اسلام (ص) است. چون متون دینی اسلام[۲] تأکید دارند که پیامبر اسلام آخرین پیامبر خداست و بعد از او پیامبری نخواهد آمد.
«مَّا کاَنَ محُمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَ لَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّنَ؛[احزاب/۴۰] محمّد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست ولى رسول خدا و ختم‏ کننده و آخرین پیامبران است»
و در همه جوامع بشری آخرین دستورالعمل یک مدیر و کارفرما، ملاک عمل قرار می گیرد و لازم الاجراء خواهد بود، و با آمدن دستورالعمل جدید، قبلی ها خود به خود ملغی می شوند. و در متون دینی ادیان دیگر نیامده که پیامبرشان آخرین فرستاده خداست، بلکه به نوعی؛ بشارت به ظهور پیامبر اسلام را به پیروان خود داده اند.[۳] یعنی به نوعی موقتی بودن خود را بیان نموده اند.

۴. مسأله جامعیت اسلام است، که اسلام در ابعاد مختلف و متعدد روحی و روانی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی زندگی انسان دارای تعالیم است. برای شناخت بیشتر جامعیت و برتری مفاهیم دینی اسلام باید مطالعه مقایسه ای بین محتوای متون مقدس دین اسلام و محتوای ادیان دیگر صورت گیرد و در آن صورت برتری و جامعیت تعالیم دینی اسلام در ابواب اعتقادی، توحید و صفات خداوند، و اخلاق فردی و اجتماعی؛ حقوق، اقتصاد، سیاست و حکومت و ... آشکار و روشن می شود.

۵. در میان ادیان الهی موجود در جهان امروز تنها دینی که دارای تاریخی زنده و معتبر است اسلام است که مورخان حتی جزئیات دوران کودکی پیامبر را نیز ضبط کردند در حالی که بقیه ادیان دارای سند تاریخی معتبر نیستند و به همین جهت برخی از متفکران غربی حتی در وجود حضرت عیسی(ع) شک دارند و اگر قرآن ما مسلمان ها نام حضرت مسیح و دیگر انبیا را ذکر نمی کرد شاید دین مسیح و یهود و پیامبرشان دارای چنین رسمیت و رواجی در جامعه بشری نبودند.[۴]

درباره مذهب نیز باید گفت:

متأسفانه مسلمانان نیز همانند اقوام و صاحبان ادیان گذشته به مذاهب گوناگونی متفرق شدند و قطعاً همه ی آنان بر حق نخواهند بود، پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ان امّتی ستفرق بعدی علی ثلاث و سبعین فرقة، فرقة منها ناجیة، و اثنتان و سبعون فی النار». پیروان من بعد از من به هفتاد و سه فرقه متفرق خواهند شد، تنها یک گروه نجات پیدا می کنند و هفتاد و دو فرقه دیگر اهل آتش خواهند بود.[۵] مذهب حقه و فرقه ناجیه در میان مذاهب اسلامی مذهب اهل بیت (شیعه اثنی عشری) است و تشیع، همان اسلام راستین و حقیقی است. پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ایها الناس انی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا، کتاب الله و عترتی اهل بیتی؛ مردم! من در میان شما چیزی به ودیعت نهادم که اگر بدان اخذ کنید هرگز گمراه نخواهید شد، کتاب خدا و عترت خودم، یعنی اهل بیتم»[۶]
ابوذر غفاری صحابی ثقه و جلیل القدر پیامبر خدا (ص) نقل می کند: «سمعت النبی (ص) انه قال: الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینة نوح فی قومه، من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق؛ بدانید: من از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح برای قوم نوح است، هر که در این کشتی نشیند نجات یابد و هر که تخلف کند غرق گردد».[۷]

اساس و پایه مذهب تشیع، توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد است، و شیعه قائل به امامت دوازده امام معصوم(ع) به عنوان جانشین پیامبر اسلام (ص) می باشد که اول آنان علی (ع) و آخر آنها مهدی (ع) است.
در روایات وارده از رسول گرامی اسلام به تعداد و حتی نام های دوازده امام معصوم(ع) تصریح شده است. روزی عبدالله بن مسعود در میان جمعی نشسته بود که عربی بیابانی پیدا شد و از آنان پرسید کدامیک شما عبدالله بن مسعود هستید؟ عبدالله جواب داد: من. عرب پرسید: هل حدثکم نبیکم کم یکون بعده من الخلفاء؟ قال: نعم، اثناعشر، عدد نقباء بنی اسرائیل. آیا پیامبر شما، تعداد جانشینان بعد از خودش را برای شما بیان کرد؟ - آری، دوازده نفر، به تعداد نقیبان بنی اسرائیل.[۸]

دلیل ما بر حقانیت تشیع قرآن و سنت است، خداوند در قرآن به ما دستور داده است تا از خدا و رسول و اولی الامر که طبق تصریح رسول اکرم (ص) همان امامان شیعه اند پیروی کنیم. و آیات فراوانی از قرآن به مساله امامت گره خورده است، آیاتی چون:
«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ؛[مائده/۵۵] جز این نیست که ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مى‏ خوانند و هم چنان که در رکوعند انفاق مى‏ کنند.»
«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛[مائده/۶۷] اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نکنى امر رسالت او را ادا نکرده ‏اى.»
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً؛[مائده/۳] امروز دین شما را برایتان کامل، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما به عنوان آیینى (استوار و پایدار) پذیرفتم.»
«إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛[احزاب/۳۳] خداوند فقط مى‏ خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد.» و ... .

پیامبر(ص) نیز به تصریح تاریخ و روایات همواره از امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان وصی و جانشین خویش یاد می فرمود، چنانکه طبرسی در تاریخ خویش نقل می کند:« هنگامی که آیه "وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ؛[شعراء/۲۱۴] و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن.نازل شد پیامبر(ص) به خویشان خود فرمود: خدای متعال به من دستور داد تا شما را به سوی او دعوت کنم، پس هر کدام از شما که مرا در این امر یاری کند برادر و وصی و جانشین من خواهد بود، علی (ع) فرمود: من ای رسول خدا در این راه تو را یاری خواهم کرد، پیامبر دست در گردن علی (ع) انداخت و فرمود: همانا این (علی) برادر و وصی و جانشین من در میان شما است، از او بشنوید و مطیع او باشید. خویشان پیامبر (ص) در حالی که می خندیدند برخاستند و به ابوطالب به تمسخر گفتند: او به تو دستور داد تا مطیع پسرت باشی و فرمانبردار او باشی.»[۹]

پیامبر در آخرین سال عمر خویش، در برگشت از حج که معروف به حجة الوداع گردید، در منطقه غدیر خم رسماً علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان امام و زمامدار مسلمین منصوب و معرفی فرمود و به همه حاضران دستور داد تا با علی به عنوان امیرالمؤمنین بیعت نمایند و این سخن معروف آن حضرت در آن روز است که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ هر کس که من زعیم و فرمانروای اویم علی (ع) نیز مولی و فرمانروای اوست» و این حدیث از احادیث مشهوره و متواتره اسلام است.
این مطالب، گوشه ای از انبوه دلایل عقلی و نقلی حقانیت دین مبین اسلام و برتری مذهب تشیع است، در صورت علاقمندی به کسب اطلاعات بیشتر می توانید به منابع ذیل مراجعه کنید:
الف. تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۸۳؛ ج۱۱، ص۸؛ ج۲۰، ص۳۸۰.
ب. حق جو، حق شناس؛ ترجمه المراجعات، علامه سید عبدالحسین شرف الدین.

[۱]. راه سعادت، ص ۲۲ و ۲۱۵ و ۲۴ و ۲۵.
[۲]. صحیح بخاری، ج ۴ ، ص ۲۵۰.
[۳]. راه سعادت، ص ۲۲۶ تا ۲۴۱ – انجیل یوحنا ۲۱: ۴۱.
[۴]. مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۱۶، ص ۴۴.
[۵]. خصال، ص ۵۸۵.
[۶]. کنزالعمال، ج ۱، ص ۴۴ باب الاعتصام بالکتاب والسنة.
[۷]. المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۵۱.
[۸]. خصال، ص ۴۶۷.
[۹]. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۲۰؛ طبع مصر، و کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۱، طبع بیروت.

/ 0 نظر / 8 بازدید